خرید بک لینک

  نابغه  

باز موتور چانۀ خانم خرسه گرم شده بود و یک لحظه هم به آن استراحت نمی داد! خانم بزی که بی میل ایستاده بود و به وراجی های زن همسایه گوش می داد گهگاهی لبخند کجی می زد. در همین موقع صدای زنگ تلفن آمد، خانم بزی راضی بود و در دل، نفس آسوده ای کشید. با همسایه سرسری خداحافظی کرد و جفت در را بست... ادامه

برچسب: نویسنده: یلدا کوشکی تاريخ: چهارشنبه 12 دی 1397 ساعت: 13:38

صفحه بندی